خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
501
نهج البلاغة ( فارسى )
در شهر ساخته شده و خرگاههائى كه در بيابانها بر پا مى نمايند ، خلاصه جائى نيست ) مگر آنكه ستمگران غمّ و اندوه و سختى و گرفتارى را در آن وارد ميكنند ، پس در آن هنگام در آسمان عذر خواهى و در زمين يارى كنندهاى براى آنها باقى نمى ماند ( چون ظلم و ستم همه جا را فرا گرفت اهل آسمان و زمين نفرين ميكنند ، پس خداوند سبحان آنها را منقرض و پراكنده فرمايد ، و ستمگرى ايشان در مدّت حكومتشان بر اثر اينست كه ) ( 5 ) شما براى امر خلافت كسى را كه لياقت نداشت برگزيديد ، و ( براى دوستى دنيا و دشمنى با اهل حقّ ) آن را در غير مورد خود جا داديد ، و به زودى خداوند از آنان كه ستم ميكنند ( خواه بنى اميهّ باشد خواه ديگرى ) انتقام مى كشد ، خوردنى را به خوردنى و آشاميدنى را به آشاميدنى ، از خوردنيهاى حنظل ( گياه بسيار تلخ ) و آشاميدنيهاى شيرهء درخت صبر ( تلخ و بد مزه ) و زهر آلود ، و از پوشيدنى پيراهن ترس و جامهء شمشير ( خلاصه خداوند نعمت و دولت آنها را برنج و سختى و شادى را بترس و آسايش را بشكست خوردن در جنگ مبدّل مى فرمايد ) و ( 6 ) اين كيفر آنها است در دنيا و در آخرت هم به عذاب الهىّ مبتلى خواهند بود ، زيرا ) ايشان چهار پايان كشندهء بار معاصى و شترهاى برندهء توشهء گناهان مى باشند ، پس ( به اين جهت ) سوگند ياد ميكنم و باز سوگند ياد ميكنم كه بنى اميهّ پس از من خلافت را بيفكنند ( از دست بدهند ) مانند خلط سينه كه از دهان بيرون انداخته مىشود ، و پس از آن هم هرگز آن را نچشيده مزهاش را در نيابند چندان كه روز و شب از پى هم برسند ( بعد از شكست خوردن از بنى العبّاس ديگر روى كار نيامده به بدبختى و بيچارگى مبتلى خواهند بود ) .